تبليغاتX
رویاهای دیجیتال


























رویاهای دیجیتال

علمی/فرهنگی/هنری/سرگرمی/اس ام اس و طنز/اشعار و دل نوشته ها/و....

وای باز هم امتحانات شروع شد

کوچیک و بزرگ در تلاشند

چی می شه اگه بشه

ایشاا.. که امتحاناتون رو خوب پس بدین

هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست***نه هر آنکه سر بتراشد قلندری داند

 

نوشته شده در جمعه بیستم خرداد 1390ساعت 14:3 توسط Digital Dreams| |

دخترا........پسرا دقت کنید..مثل یارانه ها هدفمند زندگی کنید

 

اعتماد و عشق سکه های  طلایی هستند که با توجه به ارزش آن باید دید که در کجا...به چه

منظور....و برای چه چیز یا چه کسی می خواهی آنها را خرج کنی.......و در آخر چه چیزی در

 ازای آنها نصیبمان می شود

پس دقت کنیم بیهوده اعتماد و عشق را خرج نکنیم

تا اطلاع ثانوی

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389ساعت 13:16 توسط Digital Dreams| |

غمی است بر درونم
دردی است در دلم
قلبم گرفته است
ای طبیب من
ای حبیب من
این قلب
این دل
این درد تورا می طلبد
تورا می طلبد ای فرشته نجات من
پس به کدامین ثانیه ها می ایی
به کدامین طلوع خورشید می ایی
بر این لب پنجره به انتظارت نشسته ام
می ایی
می ایی
می دانم که می ایی
من به انتظارت نشسته ام تا بیایی
و می دانم که خواهی امد
دوستت دارم با تمام وجود
با تمام احساسات

نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 14:5 توسط Digital Dreams| |

یلدا مبارک

بدون شرح

نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 17:32 توسط Digital Dreams| |

این صدای تو ست
که تیک تاک قلبم را به صدا در می اورد
این نگاه توست
که مرا به سوی اعماق وجودت می برد
اری صدایم کن
نگاهم کن تو همانی
همان صدا
همان نگاه
مرا با کلماتت به اوج خودت ببر
به اعماق درونت ببر
عمق وجود نگاهت را میبینم
اه چه زیباست
چه زیباست این لحظه ها را با تو بودن
در کنارت
اری این ارامش است
ارامشی از وجود تو
وجودی از عشق
عشقی که تو با خود برای من
برای ما
به هدیه اوردی

نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 12:58 توسط Digital Dreams| |

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت *** آری به اتفاق جهان می توان گرفت

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع *** شکر خدا سر دلش در زبان گرفت

حافظ چو آب لطف ز نظم تو می چکد *** حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

***************************************************

همیشه یه وقتایی یه حس هایی میاد سراغ آدم نمی دونی چیه ولی می دونی که خیلی باهات آشناست.

تو رویاهات قدم می زنی و همه چیز رو ایدال می بینی ولی افسوس که داده های مساله طوری به ادم القا شده که فکر می کنی چیزی سر جای خودش نیست و ای کاش...........

از این ای کاش ها خیلی چیزا میشه ساخت که بشه از این افسوس ها برای خودت دنیایی بسازی.

و یا می شه گلی از امید ساخت که وقتی شبا خرد و خسته سر جات دراز می کشی و می خوای به یه فردای دیگه که پر از خیلی چیزاست فکر کنی‌ ؛ اون وقته که می تونی این گل زیبا رو بو کنی و یه فردای بهتر پر از خیلی چیزای دیگه بسازی.

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 18:4 توسط Digital Dreams| |

noroz 1389

در‌مورد بنياد جشن نوروز مطالب بيشماري بيان شده كه در اين‌جا نمونه‌هايي از آنها را ذكر مي‌نماييم.
1. در روايات زرتشتي و بيشتر نويسندگان ايراني و عرب و شاعران از‌جمله فردوسي، بنياد آن را به جمشيد پادشاه پيشدادي نسبت مي‌دهند و مي‌گويند: جمشيد شاه تختي بساخت كه ديوان آن‌را بدوش گرفته به هوا بردند و به يك روزه از كوه دماوند به بابل فرود آوردند، مردم با مشاهده اين عمل در شگفت شدند و آن روز خاص را نوروز خواندند.
فردوسي مي‌گويد:

چـو خــورشيــد تـابـان ميــان هــوا
نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
شــگفتي فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشيــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــروديـــن
بر آســـوده از رنـــج روي زميـــن
بـــزرگان به شـــادي بيـــاراستنـــد
مـي و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنيــن جــشن فــرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان يادگار(1)


2. حكيم عمر خيام در نوروزنامه راجع به جشن نوروز مي‌گويد:
از آن بوده است كه آفتاب در هر 365 شبانه‌روز و ربعي به اول دقيقه حمل بازآيد و چون جمشيد از آن آگاهي يافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و ديگر مردمان به او اقتدا كردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانيان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاريخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است كه آيين و جشن و رسم ملوك را به‌جاي آرند. از بهر مباركي و خرمي‌كردن در اول سال هر‌كسي در نوروز جشن كند تا نوروز ديگر عمر در شادي گذراندند.


3. اين فصل «فروردگان» است كه جشن‌آوري اجداد و نياكان بود و چنان مي‌پنداشتند كه در پنج شب متوالي، ارواح طيبه مردگان، براي ديدار وضع زندگي و احوال باز ماندگان به زمين فرود آمده و در خانه و آشيانه خويش مشغول تماشا و سركشي مي‌شوند، اگر خانه تميز و پاك بود، ارواح مسرور بر مي‌گردند، اما در غير اين صورت، آنان غمگين و ناراحت بر‌مي‌گردند.
4. روايتي ديگر مي‌گويد كه نيشكر را جمشيد(2)، در اين روز پيدا كرد و مردم از كشف و خاصيت آن متحير شدند. سپس جمشيد دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هديه دادند. آن روز را «نوروز» ناميدند.
5. مي‌گويند: اهريمن، بلاي خشكسالي و قحطي را بر كره زمين فرو نشانيد، اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت وعاقبت اورا شكست داد. آن‌گاه خشكسالي و قحطي را از ريشه خشكانيد و به زمين باز گشت. با بازگشت وي، درختان و هرنهال و چوب خشكي سبز شد. بسا مردم اين روز را «نوروز» خواندند و هر كس به يمن و مباركي، در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزي نشانيدن درايام نوروز از آن زمان تا به امروز باقي مانده است.
6. بيروني در آثار الباقيه‌(3) مي‌نويسد: «از آداب جشن نوروز اين بود كه در صحن هر‌خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات مي‌كاشتند و هر‌يك از آنها كه بهتر مي‌روييد، دليل ترقي و خوبي آن نوع غله مي‌دانستند».
در المحاسن و الاضداد نوشته شده: «بيست و پنج روز قبل از نوروز در صحن كاخ سلطنتي، دوازده ستون از خشت خام برپا مي‌شد كه بر هر‌يك از آنها يكي از حبوبات را مي‌كاشتند و آنها را نمي‌چيدند مگر با نغمه‌سرايي و خواندن آواز. در ششمين روز نوروز اين حبوب را مي‌كندند و در مجلس پراكنده مي‌نمودند وتا شانزدهم فروردين كه مهر روز نام دارد آن را جمع نمي‌كردند(4).


تقسيم روزهاي ماه فروردين:

در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت 21‌روز برگزار مي‌گرديد كه در هر روز برنامه‌يي خاص انجام مي‌گرفت.
1. از اول تا روز سوم براي ديد و بازديد خويشاوندان و بزرگان.
2. از روز سوم الي روز ششم فروردين، ديد و بازديد همگاني و برگزاري جشن رپيثون.
3. از روز ششم الي روز نهم، براي اجراي جشن خوردادگان.
4. از روز نهم الي سيزدهم، بار عام شاهي براي پذيرفتن عموم طبقات هر يك به‌نوبه خود بود.
5. ازروز سيزدهم الي روز نوزدهم، براي تفريحگاههاي خارج از شهر.
6. ازروز نوزدهم الي بيست و يكم، براي اجراي مراسم جشن فروردگان
7. روز بيست و يكم پايان جشن و مخصوص تفريح و گردش در خارج از شهر است(5).
در يك تقسيم‌بندي ديگر، فروردين به شش قسمت تقسيم مي‌گرديد:
1. پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ويژه داشتند.
2. پنج روز دوم براي بخشش اموال ودريافت هداياي نوروزي از طرف پادشاه.
3. پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود.
4. چهارمين پنج روز به خواص تعلق داشت.
5. پنج روز پنجم به لشكريان.
6. ششمين قسمت پنج روزه به رعايا اختصاص داشت(6).
اين تقسيم‌بندي به قول جاحظ در المحاسن الاضد زمان جمشيد و به قول بيروني در آثارالباقيه بعد از جمشيد و بنا به نظر ذبيح‌الله صفا در زمان ساسانيان معمول بوده است.
نقسيم‌بندي ديگر هم وجود داشته است كه به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسيم مي‌شده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقيه روزهاي نوروز را نوروز خاصه مي‌گفتند
نوشته شده در یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 18:25 توسط Digital Dreams| |

دوست داريد فكر اطرافيانتان را بخوانيد؟


    
    آيا مايليد به افكار كسي كه در كنار دستتان نشسته است پي ببريد؟ اگر با افراد زيادي مواجه شده باشيم مي‌توانيم بسياري از افراد را حتي از نوع صحبت كردنشان بشناسيم‌. اما اين شناخت در مواجه حضوري با دانستن بسياري از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسي بهترين فرهنگ نامة آدم‌شناسي را برايمان مي‌گشايد. با شناخت بيشتر افراد، ارتباطمان جهت دار مي‌شود و در مدت كوتاهي خواهيم توانست كه به هدف مورد نظر از اين آشنايي و ملاقات نزديك شويم‌. ايجاد رابطه صحيح باعث رشد عزت نفس در انسان مي‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافيان تقويت مي‌شود.
    هر چه بهتر و كامل‌تر با خود و ديگران ارتباط برقرار كنيم‌، احساس موفقيت از ايجاد يك ارتباط صحيح و دوستانه ما را زودتر به هدفهايمان مي‌رساند و باعث تعالي افكار و رفتارمان در زندگي مي‌شود.

  فرد خوددار:
    اگر شخصي دستهايش را پشت كمر قفل كند، نشان مي‌دهد كه خود را به شدت كنترل كرده است‌. در اين حالت او سعي دارد خشم يا احساس نااميدي را از خود دور كند.

  حالت تدافعي‌:

    اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعي در برابر حمله‌اي غير منتظره و ناگهاني يا بي‌ميلي براي تغيير چهره شخص است‌. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بي ميلي شديدتر است‌.

    متفكر:

    گره كردن دستها به دسته‌هاي صندلي نشان مي‌دهد كه شخص سعي دارد احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به يكديگر حالت تدافعي است‌. اين حالت بيشتر در مسافران مضطرب هواپيماي هنگام پرواز و فرود آن ديده مي‌شود.

   دقت‌:

    وقتي شخص انگشت سبابه را روي صورت و بقيه دستش را به صورت گره كرده در پايين صورتش قرار مي‌دهد يعني كه با دقت است‌. اين حالت نشان مي‌دهد كه شخص بادقت زياد به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد و يك يك كلمات شما را مي‌سنجد و در چهره او حالتي انتقادي به چشم مي‌خورد.

  - بدگمان‌:

    انگشتهاي گره شده زير چانه و نگاه خيره نشان دهنده حالت ترديد و دودلي است‌. او به صحبت‌هاي شما و صحت گفته‌هايتان ترديد مي‌كند. در اين حالت ممكن است آرنج روي ميز قرار گرفته باشد.

  بي‌گناه‌:

    دستهايي كه روي سينه قرار گرفته باشد، بهترين نمونه براي نشان دادن و حالت بي‌گناهي و درستكاري است‌. اين حالت اثر باقيمانده از شكل سوگند خوردن است كه دست را روي قلب قرار مي‌دهند.

  - مطمئن‌:

    اين حالت دستها در مردها نشان مي‌دهد كه به آنچه كه مي‌گويند اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر ديده مي‌شود. خانمها هنگامي كه دست خود را به كمر مي‌زنند نشان مي‌دهند كه به آنچه مي‌گويند اطمينان دارند.

   - مرموز:

    دستهاي به هم مشت شده زير چانه نشان مي‌دهد كه شخص نظرياتش را پنهان مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد به صحبت خود ادامه دهيد، تنها هنگامي كه حرفهايتان پايان يافت به شما و نظريات شما حمله خواهد كرد.


     ظاهر ساز:
    او آرام به نظر مي‌رسد اما اين آرامش پيش از توفان است‌. اين حالتي است كه بيشتر رؤسا به خود مي‌گيرند تا خود را به گونه‌اي به زيردستان نزديك كنند و در عين حال جاذبه آنها نيز كم نشود.


   - آماده و موفق‌:
    قرار دادن پاها روي هر چيز (روي صندلي‌، ميز، سكو و... نشانه حالت مالكيت است‌... در يك ميز گرد تنها رئيس اجازه دارد چنين حالتي داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)

   - اعتماد به نفس‌:

    تكيه زدن به صندلي در حالتي كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوي است‌. اگر شخصي در اين حالت صحبت مي‌كند به گفته‌هاي خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد به خود زحمت ندهيد، او خود همه ماجرا را مي‌داند

نوشته شده در جمعه یازدهم دی 1388ساعت 15:27 توسط Digital Dreams| |

نشسته ام پر گريه ميان حال خودم

***

دوباره خنده اي از حرف هاي كال خودم

***

خدا كند كه نبينم غم نگاهت را

***

 تمام غصه و دلتنگي تو مال خودم

***

غم غريبي چشم تو را چه خواهم كرد

***

 ز درد خويش گذشتم كه بي خيال خودم

*** 

هزار بار نوشتم كه بي تو دلتنگم

*** 

خدا كند كه نبينم تو را به حال خودم

*****************

تبسم تو تمام خوبي هاست ، به تبسمت سوگند شاد بودنت آرزوي من است

*****************

ساز دلم آهنگ توست ، حس نكردي يك نفر دلتنگ توست

نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 12:44 توسط Digital Dreams| |

آخ چه حالی میده!!!

منم می خوام!!!

نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 12:18 توسط Digital Dreams| |